قالب وبلاگ

سفارش تبلیغ
صبا ویژن

bimemoj
بستری است برای درج دل نوشته ها و دغدغه ها،به امید مثمر ثمر بودنشان انشاالله 

می دانید که پس از 100 سال گفتگو و مجادله پیوسته مقامات دولتی ایران برعلیه بریتانیا سرانجام در روز نهم آذر 1350 جزایر غصب شده ایرانی از سوی بریتانیا، به مام وطن بازگشت و بارضایت جامعه بین المللی و مسکوت ماندن موضوع در شورای امنیت، وسپس با امضای قرارداد الجزیره ، عراق و امارات نیز ادعاهای واهی خود را تقریبا رها کردند. اما با برقراری جمهوری اسلامی مجدداً دو کشور فوق بویژه صدام ادعاهای خود رااز نو تکرار نمود و حتی موضوع جزایر سه گانه یکی از بهانه های صدام برای حمله به ایران قرار گرفت. با آغاز نامه نگاری صدام برای مبادله اسرا و تائید مجدد وی بر معتبر بودن« قرارداد الجزایر » موضوع جزایر سه گانه تقریبا بدون مدعی گردید تا اینکه در سال 1371 هنگامیکه تلاش آمریکا و غرب برای انزوای بین المللی ایران بدلیل مسئله سلمان رشدی شدت یافته بود، امارات عربی متحده فرصت را غنیمت شمردو به بهانه توقیف کشتی خاطر، زمان را برای تاخت و تاز در این خصوص مناسب یافت. امارات متحده عربی از سال 1992 تاکنون اقدام به تهیه اوراقی گزینشی از مجموعه 11 هزار نامه، ‌تلگراف و گزارش اداره نایب السلطنه انگلیس در هند که مربوط به سالهای 1860 تا 1971 است نموده و چند کتاب تکراری در این خصوص به چاپ رسانده است. مهمترین مجموعه تهیه شده در این خصوص در کتابی تحت عنوان ((منازعه امارات و ایران پیرامون جزایر سه گانه بر اساس اسناد انگلیس)) توسط آقای ولید حمدی که یک تبعه عراق است تهیه ودر سال 1993 در لندن به چاپ رسیده است و سپس این کتاب پایه و اساس ادعاهای مطبوعات وکتب ومقالات اماراتیها شده وتا کنون حد اقل 100 مقاله و نوشته یا اظهار نظر در این خصوص از سوی امارات منتشر گردیده است. وجالب اینکه از این مکاتبات بی ارزش به عنوان اسناد قانونی یاد می کنند، اسنادی که با کمی ریزبینی می تواند بیشتر به نفع ایران تمام شود تا امارات موضوعی که به تازگی بسیاری از عربها هم متوجه آن شده اند. دکتر پیروز مجتهد زاده در این خصوص معتقد است آنچه امارات ارایه می کندارزش حقوقی ندارد و اسناد قابل طرح در یک دعوای حقوقی بین المللی به حساب نمی آید. جزایر سه گانه فاقد سکونت دایمی بوده و تنها جزیره ابوموسی است که در اواخر قرن 19 به سکونتگاه دایمی تعدادی از ماهیگیران و دامداران ایرانی بندری و بلوچ تبار تبدیل شده است اما با این وجود همواره در طول تاریخ این جزایر در داخل حوزه حاکمیت بلامنازع ایران بوده است ونامه تهدید آمیز میرزا رضا آغاسی در سال 1840 به دولت بریتانیا در خصوص جزایر خلیج فارس خود موئد این ادعا است. تنب کوچک بدلیل عدم وجود آب شرب در آن هیچگاه سکونتگاه انسان نبوده و حتی برای استراحت صیادان، ‌مسافرین عازم زیارت حج و تجار نیز کاربرد نداشته است. دولت ایران که از سال 1887 متوجه دخالت های استعمارگرایانه انگلیس در جزایر سه گانه شد تا سال 1971 بیشتر از یکصد یادداشت، اعتراض نامه و اقدام عملی مانند فرستادن مخبر و بازرس و در سالهای پس از جنگ جهانی دوم پرواز و فرود هلی کوبترها در این جزایر بطور مستمر انجام می گرفت و حتی در چند مرحله فرماندهان ارتش به شاه ایران پیشنهاد بازپس گیری قهر آمیز جزایر را مطرح نکرده بودند . تلاش ایران در جهت رفع اشغال جزایر یک سابقه طولانی داشته و این اقدامات مؤثر و سابقه اعتراضات مکرر ایران موضع ایران را در مذاکرات فشرده سالهای 1970-1971 برای باز پس گیری جزایر مستحکم تر می نمود. در سال 1877 دولت ایران که متوجه شده بود که در ابوموسی و تنب بزرگ تجارت وصیادی رونق گرفته است تصمیم گرفت که برخلاف گذشته که بدلیل فقر و نبود امکانات ،معدود سکنه آن از مالیات معاف بودند برآنها مالیات وضع کند، این اقدام با مخالفت انگلیسی ها مواجه شد اما چون نمی توانستند آنجا را متعلق به انگلیس بنامند مدعی شدند که این جزیره تحت الحمایه آنها است و به شیخ راس الخیمه تعلق دارد از اینجا بود که منازعه مستمر بر سر ابوموسی درگرفت ولی ایرانیها بر ایرانی بودن جزایر و اعمال حق تاریخی و جغرافیایی خود تأکید می کردند و علی رغم تهدید انگلیس،‌ایران پرچم خود را بر این جزایر برافراشت. انگلیسی ها که متوجه معادن خاک سرخ و اهمیت آن شده بودند در سال 1904 این پرچمها را برداشتند و سه عدد نامه خود ساخته که نشان می داد که بین حاکم لنگه و شیوخ قاسمی رد و بدل شده اند. را مطرح ساختند که متضمن تعارفات و پذیرش حق شیوخ قاسمی عمان بر جزایر است را، به دولت ایران ارائه نمودند. دولت ایران نیز متقابلاً پنج نامه از حاکم لنگه در رد و تکذیب سه نامه مورد ادعای انگلیس ارائه نمود. دولت انگلیس سند سازی و جمع آوری شهادت از افراد را در این خصوص شروع کرد و هر روز بر پوشه ای که ابتدا فقط سه نامه بی اعتبار در آن بود مدارکی افزود تا اینکه امروزه اماراتیها مدعی هستند که در این پوشه صدها سند دارند!!. اماراتیها از چند هزار سال سابقه حکومت در سواحل خلیج فارس فقط و به زنجیره حوادث سالهای 1887 تا 1971 علاقه مند هستند، و از تاریخ قدیم و نقشه قدیمی بی زار هستند چون این اسناد و نقشه ها همگی ادعای ایران را تایید می کند آنها مدعی هستند که حقوق بین الملل در دعاوی به گذشته ها نگاه نمی کند و دوره معاصر ملاک قضاوت قرار می گیرد. علی رغم اینکه بریتانیا متعهد بود که در امور محلی و قضائی شیوخ دخالت نکند اما عملاً از سال 1945 انگلیسی ها تمام امور را در دست داشتند حتی در این سال بریتانیا از شیوخ تعهد گرفت که حق حل و فصل هیچگونه مسائل قضائی را نداشته باشند. نسل اول اماراتی به مالکیت ایران بر جزایر باور داشت و شیخ راس الخیمه حداقل سه بار 1904-1935-1949 پرچم خود را در جهت دوستی با ایران از تنب جمع کرد ولی انگلیسی ها هر بار او را تهدید کردند که در صورتیکه به موضوع پرچم و مالکیت تنب همچنان کم توجه باشد. پرچم شارجه را بجای راس الخیمه بر تنب نصب خواهند کرد.( اسناد کتاب حمدی) همگان می دانند که زمانیکه این جزایر به ایران مسترد شد کشوری بنام امارات متحده عربی وجود نداشته و امیران محلی یا شیوخ قبائل هفت گانه که بعدها متحد شدند در فاصله سالهای 1820 تا 1971 حتی بر زادگاه و منزل محل سکونت خود نیز حاکمیت مؤثر نداشته اند یک نمونه آن سندی است که انگلیسی ها قرارداد شیخ را با شرکت آلمانی لغو و به وی هشدار می دهند که بدون اجازه انگلیسی ها حق بستن هیچگونه قرارداد ندارد.( اسناد در کتاب حمدی نیز آمده است) اماراتی ها می گویند که جزایر عربی هستند حتی به فرض محال بپذیریم که عربی باشند آیا این دلیلی بر تعلق آن به امارات می شود ؟ هنگامیکه ارتش ایران وارد تنمب شد بجز یک پاسگاه هیچ موجود و انسان دیگری در آنجا نبود که عربی بودن آنها اثبات شود خاک و سنگلاخ آنجا هم ما ندیدیم که به زبان عربی حرف بزنند! وجود قبر و سنگچین و منزل قدیمی مربوط به گله داران عرب و یا گذرنامه اماراتی در دست چند خانوار در ابوموسی هیچ دلیلی برعربی نامیدن جزایر وتعلق به امارات نمی شود کمااینکه قلعه ای عظیم و قبر صدها پرتغالی و انگلیسی در جزیره هرمز ایران و یا در بندر ممباسای کنیا و در بنادر موزامبیک وجود دارد ولی آنها مدعی مالکیت آن جزایر نیستند. همچنین قبر صدها نفر از علما و شخصیت های ایرانی در نجف،‌کربلا و مدینه است. ولی هیچگاه عرف بین الملل وجود اینگونه قبور را دلیلی بر مالکیت نداسته است. دلایل متعددی برای اثبات حاکمیت ایران بر جزایر وجود دارد. از جمله آنها دلایل تاریخی و دلایل حقوقی است که البته از حوصله این مقاله خارج است می دانید که بیشتر از دهها سفر نامه نویس و تاریخ نویس عرب و عجم حاکمیت ایران را از 500 سال قبل از میلاد مسیح و از ازمنه باستان تا قرون اخیر را بر تمام خلیج فارس که بطریق اولی جزایر را نیز شامل می شود مورد تائید قرار می دهد. در سال 1735 - 1747 در دوره نادرشاه حاشیه جنوبی خلیج فارس بویژه بحرین و راس الخیمه سرزمین ایرانی محسوب می شد. در سال 1888 ناصرالدین شاه ضمن ارائه نقشه ای از انگلیس خواست که مالکیت ایران را